همه‌ی کارها را به‌من واگذار:

مرده‌گانی که هنوز دنبال دندان‌های طلاشان می‌گردند

دلبرکانی‌ که در سردخانه به‌هوش نیامده،

سنگ قبر عاشق‌هاشان را بغل کرده‌اند:

ارجونا    کرشنا      ایندورا

ودا    ریگ‌ودا    گیتا    یوگا

مندرجاتِ بر سطح آب    مستخرجاتِ دریا را    به‌من واگذار

«ایندورا» دخترش را زندانی کرده در صدف (معترض‌‌ام!

شن وُ ماسه وُ ریگ وُ گوش‌ماهی به نگهبانی‌اش واداشته

قفسی را هم از درخت آویخته‌اند که چشم‌های مرا ،

جویدن وُ تف‌کردنِ شن وُ ماسه وُ ریگ وُ گوش‌ماهی را

به‌من واگذار

هندو به‌تماشای جزر و مدِّ من از خانه زده بیرون

ارجونا   کرشنا    ایندورا

بویِ جویِ مولیانِ رودِ گَنگ را به‌من واگذار

این‌صحنه‌ها کلاً در تهران فیلم‌برداری شده

(اشتباه نکنید!

در نازی‌آباد هم کشف‌های کشف‌ناشده هست    زیاد هست:

میخانه‌های تخریب‌شده    سقاخانه    شمع    شمایل

سرابِ نطلبیده    آبشاری‌ست که از خواب می‌پراندَم

نزدیک وُ    دور    و آب وُ سراب را    به‌من واگذار

ترمز کنید لطفاً    پیاده می‌شوم!

گوشت، استخوون رو می پوشونه
و اونا یه مغز می ذارن توش و
گاهی وقتام یه روح،
و زنا
گلدونا رو به دیوارا می کوبن
و مردا زیاد می نوشن
و هیچ کی
یکی یه دونه اش رو پیدا نمی کنه
اما با خزیدن از این رختخواب
به اون رختخواب
به گشتن ادامه می دن.
گوشت، استخوون رو می پوشونه
و گوشت
دنبالِ بهتر از گوشت می گرده.

 

هیچ شانسی نداریم
هممون اسیرِ یه سرنوشتیم.

هرگز هیچ کی
یکی یه دونه اش رو پیدا نمی کنه.

 

آشغالدونیِ شهرا پر می شن
اوراق فروشیا پر می شن
دیوونه خونه ها پر می شن
بیمارستانا پر می شن
قبرستونا پر می شن

 هیچ چیزِ دیگه ای پر نمی شه!