می خواهم خواب اقاقیاها را بمیرم خیال گونه در نسیمی کوتاه که به تردید می گذرد خواب اقاقیاها را بمیرم.   می خواهم نفس سنگین اطلسی ها را پرواز گیرم. در باغچه های تابستان خیس و گرم به نخستین ساعات عصر نفس اطلسی ها را پرواز گیرم.
حتا اگر زنبقِ کبود کارد بر سینه ام گل دهد- می خواهم خواب اقاقیاها را بمیرم

در آخرین فرصت گل،

و عبور سنگین اطلسی ها باشم بر تالار ارسی به ساعت هفت عصر.

 https://t.me/radioshabangah

"احمد شاملو"

 

شب بی روزن

شب برزن

 شب ما

شب بی روزن

شب ما

شب تاریک و حریص

بنویس از ما بنویس

بنویس از رنج فتاده به دایره ای

بنویس از چشمی و شبنم خاطره ای

بنویس از ما به سکوت و صدا تو که گفتن میدانی

دشنه بر کمین و واژه نقطه چین و دردی

در دلم بروید شادی ام بشوید من تاریخی غمگینم

شب برزن شب ما

 شب بی روزن شب ما

شب تاریک و حریص ب

نویس از ما بنویس

بنویس از رنج فتاده به دایره ای بنویس از چشمی و شبنم خاطره ای

بنویس از ما به سکوت و صدا تو که گفتن میدانی

دشنه بر کمین و واژه نقطه چین و دردی

در دلم بروید شادی ام بشوید من تاریخی غمگینم

احساس من اینروزا....

عزیزی میپرسه ازم چرا نمینویسی دیگه تو وبلاگت...

میگم میخوام اما مشغله ها نمیذارن....

جرات نمیکنم خبرها رو بخونم...قیمت دلار... تورم...فشار خارجی...مسیولان محترم که دیگه ماشالله از شورش را در آورده اند گذشته اند وارد مرحله ی زهرش را در آورده اند شده اند

عزیز دیگر پیام می دهد و میگوید این مردمی که شما غصه شان را می خورید...همینها که شما برای احقاق حقشان تا پای بازداشت و زندان پیش رفته اید همانهایی هستند که می گویند مرگ بر آمریکا، همانهایی هستند که می روند - چند بار چند بار - کربلا و مکه و سوغاتی چینی پس می آورند. می روند و میلیون میلیون خرج می کنند در حالی که همسایه شان فقیر است...اینها همان مردمی هستند ... که بس است بخدا طاقتی ندارم...