شدیداً سرما خوردهام و افسردگی دارم و دارم تایپ میکنم... به به! همهچیز مثل روزهای خوب قدیم است!
مک کارتی تو گفتوگویش گفته که در آینده یه چیزهایی چه میدانم مثل چیپ مثلاً میگذارند توی مخ آدما که اطلاعاتِ همهی کتابخونههای دنیا رو تو خودش داره. الان فقط مشکل سیمکشی دارن! من اینروزها فکر میکنم احتمالاً مشکل سیمکشی حل شده و من خبر ندارم چون با هرکس حرف میزنم همهچیز را میداند. حتا نمیذاره حرف بزنم. میدونم، میدونم، خودم میدونم. یعنی چه؟ همه مثل ابن سینا و زکریای رازی شدهاند و اخترشناس و دکتر و ریاضیدان و هنرمند و خیلیچیزهای دیگر هستند. من خیلی خوشحال نیستم از این بابت چون حسودی میکنم. بله آقا حسودی! شماها چرا انقدر فهمیده هستید؟ چرا از کار و بار دنیا سردرآوردهاید؟ چهطوری اصلاً؟

+ نوشته شده در جمعه هفدهم آبان ۱۳۹۲ ساعت 9:29 توسط آرام
|