يكي يدونگي...
دلم یک خلوتگاه می خواهد،
تنها،با تو...
تا روحت را در آغوش بکشم،
برایم از شعر های بکر و دست نخورده ی ذهنت بگویی
که تا به حال به گوش کسی نرسیده،
برایم از فکر های نابی بگویی که در سر داری
تا به آن ها بخندم و در دل به داشتنت افتخار کنم،
از غم هایت،
ناراحتی ها،
از رنج هایی که می کشی،
دلم یک خلوتگاه می خواهد،
یک جای دنج،
تا برایم حرف بزنی،
تا بگویم که در کنارت هستم...
+ نوشته شده در شنبه دوم آذر ۱۳۹۲ ساعت 22:51 توسط آرام
|