"سید علی صالحی"
نباید کسی بفهمد
دل و دستِ این خستهی خراب
از خوابِ زندگی میلرزد.
باید تظاهر کنم حالم خوب است
راحتام، راضیام، رها ...
راهی نیست.
مجبورم!
باید به اعتمادِ آسودهی سایه به آفتاب برگردم
+ نوشته شده در شنبه دوم آذر ۱۳۹۲ ساعت 22:54 توسط آرام
|