از گورخری پرسیدم:

تو سفیدی، راه راه سیاه داری... یا اینکه سیاهی، راه راه سفید داری؟


گورخر به جای جواب دادن پرسید:

تو خوبی، فقط عادتهای بد داری... یا اینکه بدی و چند عادت خوب داری؟

... ساکتی، بعضی وقتها شلوغ می کنی... یا شلوغی و بعضی وقتها ساکت میشوی؟

ذاتاً خوشحالی، بعضی روزها ناراحتی... یا افسرده ای و بعضی روزها خوشحال؟

شلخته ای و بعضی وقتها مرتب... یا تمیز و مرتبی و بعضی وقتها شلخته؟


و گورخر پرسید و پرسید و پرسید، پرسید و پرسید و بعد رفت.


.

.

.


دیگر هیچ وقت از گورخرها درباره راه راه هاشان چیزی نمی پرسم...