سه راز / شمس لنگرودی
راز اول:
پرسیده ام از سیب
از بهشتی بودن خود
هیچ باخبر نیست.
راز دوم:
درخت نمی داند
رازهای عجیب مان را
با خاکستر او در میان می گذاریم.
راز سوم:
دل من بی تاب است
با آن که چهل شمع
در چهار گوشه ی او روشن کرده یی
باد به دروغ چیزی می گوید
شمع های غم آلود
می لرزند.

+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم دی ۱۳۹۲ ساعت 12:24 توسط آرام
|