خنده های تو

انار تَرَک خورده ی سرخیست

که از دیوار باغ، پا به کوچه گذاشته

من

رهگذری سر گردان

چشمم که به دانه های انار می افتد

دست دراز می کنم

بر روی پنجه ی پا

 


اناری میچینم...

و زیر خُنَکای سایه ات

 شاعر می شوم...